الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )

27

الخصال ( فارسي )

معنى شده است پيدا است كه جاى تقيه نيست چون به صريح آيهء قرآن حرام است و اگر مقصود شراب خاصى باشد باز چون شافعى آن را حرام ميداند ميتواند باستناد گفتهء او آن را نياشامد و اما مسح بر خفين براى اينكه بنص آيهء قرآن حكم مسح براى پا است و بر خفين مسح كردن بدعت روشنى است و علاوه بر اين ميتواند كفشهاى خود را بيرون آورده و مسح بكشد و سپس موافق مذهب عامه پاهايش را بشويد چنانچه از پاره اى از روايات استفاده مىشود . بوسايل ج 1 ص 65 باب وجوب المسح على الرجلين مراجعه شود . ( آنكه به قضاى الهى خوشنود است و آنكه از آن دلتنگ است ) 80 - امام صادق عليه السّلام فرمود : كسى كه به قضاى الهى راضى است قضاى حق در بارهء او جارى شود و پاداش گيرد و آنكه از قضا دلتنگ باشد قضا بر او جارى شود و خداوند پاداش او را نيز ضايع فرمايد . ( شتران سرخ موى را در برابر يك حال نبايد دوست داشت ) 81 - امام سجاد ( ع ) فرمود : من دوست ندارم بجاى حالت انكسار و فروتنى كه مرا است شتران سرخ موى ميداشتم و جرعه اى از گلو فرو نبرده‌ام كه در كار من گواراتر باشد از جرعهء خشمى كه فرو برده و با صاحبش تلافى نكنم . شرح : احتمال ميرود كه معناى جملهء اول چنين باشد : دوست ندارم كه عزت نفسم را از دست داده و ذلت نصيبم گردد هر چند بعوض شتران سرخ مو نصيبم گردد و بعيد نيست كه اين معنا ظاهرتر باشد گرچه با جملهء بعدى مختصر منافاتى دارد ، دقت شود .